صداي خيلي قشنگي داشت .
فرض کنيد معروف به فري بود از بچه هاي ايراني که چند سالي است براي تحصيل
به هند آمده بودولي بجاي درس جذب مجالس دانس
و رقص شده بود خواننده
شب نشيني ها گناه ، از مجلس گرم کن هاي حرفه ايي و پرطرفداردر پارتي هاي
ايراني و هندي شده بود.
اينقدر کارش گرفته بود که هرشب برنامه داشت، به قول بچه هاي انجمن اسلامي دانشجويان خارج از کشور پولش هم خوبه
(گوشتان را بياريد نزديک يک چيز مي خواهم در گوشتان بگويم البته کتک شب اول قبرشم ظاهرا بد نيست
)
دوشب ديگرشب اربعين است ،در حالي ايراني ها مقيم از يک طرف و دانشجويان ايراني در انجمن اسلامي از طرف ديگر برنامه ريزي مفصلي مي کردند شب اربعين را در هند
ميان ايراني ها با شکوه حسيني برگزار کنند ،
همانطور که بين دوستان برنامه ريزي مي کردند يکي از بچه ها انجمن گفت:
((مي دانيد بعضي ها بصورت عمدي در شب اربعين يک شب نشيني و پارتي ايراني هندي مفصلي مي خواهند برگزارکنند و خيلي از بچه مسلمون ها را جذب کرده اند!خواننده اين شب هم فري است که خيلي طرفدار دارد!حسابي هم بين ايراني ها تبليغ کردند!
))
پيش خودم گفتم : خدايا چکار بايد کرد؟!
بايد يک عکس العملي و نهي از منکر نسبت به اين مراسم گناه و فحشا در شب اربعين داشته باشيم .مگر امام حسين (ع) براي امر به معروف و نهي ازمنکر شهيد نشد.
شايد بگوييد خوب حاج اقا به احتمال زياد در شب اربعين هزاران مجالس گناه در هند هست چرا شما گيرداديد به اين جلسه؟
راستش بخواهيد مشکل اين جلسه اين بود که بصورت مشترک بين ايراني بچه مسلمان و هندي ها مخصوصا دانشجويان ايراني محصل برگزار مي شد. آن هم در اين شب که اسمان و زمين بر حسين اشک مي ريزند.
و بهترين کار اين بود قبل از برگزاري اين برنامه اقدامي صورت بگيرد .
خدايا چکار بايد کرد؟
که شب حسين حسيني بماند؟
! تنها راه ،توسل به اقا اباعبدالله (ع)بود، بعد قدم برداشتن در مسيرامر به معروف و نهي از منکر!
تصميمي گرفتيم هرچند به نظرعملي نبود!
يکي از بچه ها را به در خانه فري همان پسرخوش صدا و خواننده پارتي ايراني که بهرحال مسلمان شيعه بود فرستاديم که پيغام به او بدهد:
(( فلاني امام حسين (ع)را دوست داري يا نه ؟ آيا مي داني امشب شب اربعين امام حسين (ع) است ؟))
گفت : ((خوب منظور؟
))
--- ((امشب را به احترام امام حسين(ع)خواننده مجلس پارتي نباش!))
با تعجب جواب داد: ((مي دوني اگر امشب من نرم، چي ميشه؟ مي دوني چند صد نفر عصباني مي شوند؟ جواب آنها را چي بدهم؟ مي دوني چي داري مي گي ؟
))
--- ((من فقط اين را خوب مي دونم امام حسين (ع) بلد جوابشان را بدهد اگر امام حسين ارزشش را دارد امشب با نرفتنت مجلس پارتي را تعطيل کن! بابا امشب شب عزاي امام حسين است!))
کمي به فکر فرو رفت بعد يک نگاهي معنا داري کرد و گفت :
((باشه امشب را به خاطر امام حسين نمي رم هرچه بادا باد))
وقتي اين خبر به بچه ها رسيد انگار اشک در چشمان همه ي رفقا جمع شد.
شب اربعين شد و او نرفت! جلسه پارتي با اين همه هزينه تعطيل شد! به خيلي ها ضرر رسيد!
خيلي ها نتواستند آن شب گناه کنند! و خيلي ها عصباني شدند!
اما داستان به همين جا تمام نشد تلفن انجمن که زنگ خورد يکي از بچه ها گوشي را برداشت و بعد از چند ثانيه صحبت کردن رنگ از چهره اش پريد.
انگار اتفاق بدي افتاده باشد با عجله خودش را به بچه ها رساند و داد زد
:
((فري خواننده است مي گويد بعضي از هندي ها و ايراني ها يي که مجلس پارتي شبانه شان با نرفتن من خراب شده با چوب و چماق
و عصبانيت
ريختن پشت در خانه که من را حسابي کتک بزنند .)) حالا ديگه داشت حسابي مثل فيلم هاي هندي مي شد
!
تنها چيزي که مي توانستيم بگوييم اين بود يا ابا اباعبدالله (ع)خودت کمک کن!
با عجله همراه عده اي از بچه هاي انجمن اسلامي براي شرکت در کتک زدن
ببخشيد اشتباه کردم کتک خوردن
به طرف خانه فري رفتيم.
چه غوغايي داشت برپا مي شد.
قبل از اينکه دعوا به صورت فيزيکي شروع بشود به کمک دوستان براي سر دسته ي اصلي مجلس پارتي که هندي بود واز برگزار نشدن مراسم پارتي حسابي ضرر کرده بود توضيح داديم که امشب چه شبي است و علت نيامدن خواننده به مجلس شما به خاطر احترام به اربابش و مولايش امام حسين (ع) بوده است وووو ...
همه ساکت شده بودند!
ما سخن مي گفتيم واهالي پارتي مستمع وساکت و آرام و همراه باکمي تعجب نگاه مي کردندو فقط شنوده بودند.آرامش عجيبي بعد ازطوفان بوجود آمده بود، انگارمنتظر بودند اين حرف ها را بگوييم و با خونسردي شنوده باشند! انگار اين اشخاص عصباني در يک لحظه تغيير شخصيت داده باشند به راحتي حرفهاي ما را قبول کرد و رفتند .
رفتند به همين راحتي نه کتکي خوردند! نه کتکي زدند! پيروزي بدون شليک حتي يک گلوله!
يک لحظه گفتم يا ابا عبدالله حسين(ع) ممنونتم و نفس عميقي کشيدم!
من فکر کردم آن لحظه امام حسين (ع) دارد به ما طعنه مي زند چرا شک داريد که ما مساله به اين راحتي تمام شده اگر به راحتي تمام نمي شد بايد شک داشته باشيد.
فري خواننده که سايه ي بچه هاي انجمن را با تير مي زد امروز از رفقاي سلام و عليکي بچه هاي انجمن است البته عارف و سالک نشده ولي يادمان نرود پله پله تا ملاقت خدا!
با هم بگوييم :
يا حسين يا حسين يا حسين
کمکم کن من هم برگردم!