نادان کوچک است؛ هر چند بزرگسال باشد و دانا بزرگ است؛ هر چند کم سال باشد . [امام علي عليه السلام]
کل بازديدها:----86205---
بازديد امروز: ----131-----
بازديد ديروز: ----148-----
جستجو:
متفرقه - خاطرات باور نکردني يک حاج اقا
  • درباره من
  • لوگوي وبلاگ
    متفرقه - خاطرات باور نکردني يک حاج اقا

  • پيوندهاي روزانه




  • خاطرات حاج آقا[37]
    متفرقه[6]
    خاطرات رهبري[4]
  • مطالب بايگاني شده
  • لينک دوستان من
    به نام وجود باوجودي که وجودبي وجودم زوجود با وجودش شده موجود
    اميدزهرا
    انتظار
    مذهبي
    ازدواج موقت وچالش ها
    طلبگي و دنياي عشق
    کالبد شکافي جون مرغ تا ذهن آدميزاد !
    آدمک ها
    سوتک
    عاشقان علي و فاطمه
    شيعه مذهب برتر
    احساس با تو بودن
    گنجينه قصار
    شاهد
    حرفاي خودموني من
    بي تو مهتاب شبي باز از آن کوچه گذشتم ...
    ياد داشتهاي يک گل پسر
    کربلاي جبهه ها يادش بخير... !
    ....چند کيلو اميدواري .....

    ● بندير ●
    زير آسمان خدا
    پاییزی
    براي اولين بار ...
    او براي دم هر ثانيه ام رحمتي بود عظيم
    خاطرات خاشعات
    در دانشگاه تهران چه مي گذرد؟!
    وبلاگهاي قرآني
    .:: گاواره ::.
    ألا إنَّّ حِزبَ الله هُمُ الغالِبُون
    پاک ديده
    ((اباصالح رو حي فداک))
    خلوت تنهايي
    مسيح انديمشک
    قصه بچه بسيجي
    عمره دانشجويي_2 واحد
    باسيدعلي‏تافتح‏قدس‏ومکه
    همسفر حاضري؟کوله پشتيت آماده‏ست؟
    مسافر
    مرواريدي در صدف
    عرفان gnosticize و جنبش هاي نوپديد معنوي
    وقايع
    آبدارچي
    پروژه رايگان دانشگاهي
    حقيقت بهائيت
    تکبير
    سخنان حکيمانه يک پسر ديوانه!
    سئوالهاي منتظر جواب
    آشتي کنون با ...
    پيامبر اعظم
    نگاهم براي تو
    ماماني هستي
    در تکاپوي انديشه
    آخوندها از مريخ نيامده اند
    این همینه...همین...نه بیشتر نه کمتر
    دفتر خاطرات
    دوستان همدم
    بازي بزرگان
    همه چيز و هيچ چيز
    رضوان
    دين و فرهنگ
    نافذ
    اللهم عجل لوليک الفرج
    شيخ بي چراغ
    عشق الهي: نگاه به دين با عينک عشق و عاشقي
    اخرين خبرهاي فوري از لبنان
    اخبار لحظه به لحظه از لبنان
    اراک دانلود
    صبح
    آلا
    فقيه
    بهلول
    زن مسلمان
    شهر حماسه
    دل نوشت

    سلام بچه ها
    خدايا کمک ام کن
    استشهادي
    بيا بگرد بخونه
    مهرنما
    مهرنما
    ناگفته هاي يک حاج آقا (وبلاگ اصلي خودم)
    ناگفته هاي يک حاج‏آقا
    سفره ي اذون
    سالهاي دور از تو
    به وسعت دنيا
    تعقل و تفکر
    نوشته هاي يغما
    حرف هايي که بردل ماند
    دلتنگي هاي يک طلبه
    ازدواج موقت
    منتظران يوسف فاطمه
    يا صاحب العصر و الزمان
    به ياد او
    شهداي کوهسرخ مکي
    خاطرات يک ني ني کوچولو
    اخلاق زنا شويي
    حديث براي قرن 21
    پرسمان
    موسسه فرهنگي دارالقرآن الکريم - ستاد پاسخگويي به سوالات
    آينه بيست در بيست
    *خدا ؛ دوستت دارم*
  • لوکوي دوستان من
  • اوقات شرعي
  • اشتراک در وبلاگ

    نام:

    ايميل:

     
  • وضعيت من در ياهو
  • + مشاوره با حاج اقا داودي
    نويسنده: حاج اقا داودي چهارشنبه 2/3/1386 ساعت 5:26 عصر

    هر روز از ساعت 3 تا 6 عصر من در اين سايت چتي به صورت صوتي و متني در خدمت شما هستم!


     


    http://www.iritcall.com


     


    نظرات ديگران ( )

  • + مشاوره تلفني با حاج آقا
    نويسنده: حاج اقا داودي پنجشنبه 24/12/1385 ساعت 2:19 عصر

    از خستگي مي ميرم از بس که به ايميل هاي که شماره تلفن براي مشاوره تلفني مي خواستند پاسخ دادم.


    من تسليم!


    اين هم راههاي تماس با من !


    فقط تو را خدا اگر کار مهمي داشتي تماس بگير!از فردا صبح بيکار شدي ، براي رفع بيکاري زنگ نزني


    خوب بابا ! چرا عصباني مي شوي ؟ بچه که زدن ندارد! مي دانم کار شما هميشه مهم است وبراي همين است که هزار تا راه براي حل مشکل شما جلو شما قرار دادم.(چه آخوند خوبي هستم، جان من ، آخوند به اين با حالي ديده بودي؟)


    بشرطي که قول بدهي ديگر با حاج اقا قهر کني!


    مشاوره با من در زمينه هاي  خانوادگي ، ازدواج ، آسيب شناسي اجتماعي ، شبهات ، احکام ، روابط دختر و پسر از طريق


    1- در اينترنت: 
    اي دي من رادر چت روم ياهوDOOSTI1390 اد کنيد . تا هر وقت در اينترنت مي آيم خبر دار شوي ،معمولا از ساعت 15 تا 18 به وقت تهران حضور دارم.


    2-تلفني:


    از ساعت 8 صبح الي 8 شب
    شماره هاي مستقيم
    2225206-2240263-0311
    وشماره هاي
    4 الي 2208001-0311 داخلي 35
    اين شماره ها شخصي نيست و مربوط به ستاد پاسخگويي مي باشد و کارشناسان مختلفي دارد، من نيز در ساعتهاي مشخصي در ايم مرکز حضور دارم، در صورتي که تمايل داريد با من صحبت کنيد، بگوييد از حاج آقا داودي سوال دارم.


    نظرات ديگران ( )

  • + شهرام جزايري هم ما را تنها گذاشت ( من و با خودت ببر)
    نويسنده: حاج اقا داودي پنجشنبه 3/12/1385 ساعت 6:28 عصر


    شهرام جان!


    در دنيايي که رفاقت هيچ معنايي ندارد و مردمش عصا از کور مي‌دزدند، من از تو انتظار رفاقت داشتم.


     اما بي‌معرفت شهرام جون من و تنها گذاشت. هي .... روزگار  


    مي‌گن سر بي‌گناه تا محاکمه دوباره و تا چند روز مونده به اعلام حکم مي‌ره، اما بالاي‌دار نمي‌ره همينه. حالا نمي‌دونم عزيز دلم ،پسرم، شهرام جونم شب کجا مي‌خوابه نه پولي نه خانواده‌اي، نه کسايي که اون قبلا بهشون پول داده باشه.يکي نيست بگه که تو بيگناه چرا؟ هي ... امان شهرام جون نمي دوني دلم چقدر برات تنگ شده بود اين شش هفت سال .


    برو برو خوش بگذره.


    دادگاه بذارين چند روز ديگه سواحل قناري زنگ مي زنم



    کي ميگه تو مفسد اقتصادي بودي... تو تو اصلا.


     يادته بچگي‌ها بهت مي‌گفتم شهرام کمي دستش به سمت چپ متمايل شده،


     شهرامي که دست او داراي انحراف است.


     يادته همش مي گفتي مي‌خوام يه روز همه مفسداي اقتصادي و شناسايي کنم، من تحمل ندارم يک گوشه بايستم و مفسدان اقتصادي را ببينم شناسايي کردي، اما نمي‌دونم چرا دستگيرشون نکردي يه کار ديگه باهاشون کردي.



    يادش به خير مرحوم جهان پهلوان رو هم همينطوري خودکشي کردن دقيقا مثل تو.


    ولي فکر کنم اگه تختي مثل تو فقير بود !!!!! خودکشي نمي شد !!


     حتي معلوم نيست الان سرنوشت تو چي مي شود عزيزم.


     انتظار نداشتم منو تو اين سرزمين غربت تنها بذاري؛ ... اگه يادت باشه بهت گفته بودم که من بچه سواحل قناريم اما بچگيهام با يکي عوضم کردن و آوردنم ايران.


    اينجاست که به قول بر و بچ دانشگاه ما شاعر  ميگه: همسفر تنها نرو   منو با خودت ببر،   سرنوشتمون يکي است  هر دومون مسافريم.


     


    مــــــــــــــتــــــــــــــــــهــــــــــــــــــــــم گـــــــــــــريــــــــــــــــــخـــــت


     آره هر دومون مسافريم، اما اين کجا و آن کجا، تو رفتي اونجا با عرق جبين به سختي براي امور عام منفعه براي نمايندگان اينده مجلس و  پول در بياري!


    منم هفته ديگه بايد برم روستاهي حسن آباد سفلي  منبر دارم.


    بشريت و ايران به وجود مردان خيري مثل تو افتخار خواهد کرد.



    خبر محرمانه!! لطفا اين خبر را نخوانيد


    مي گم نخوانيدي تو داري مي خواني


    بعد از اين که فعاليت گسترده ايي در مورد مبارزه شديد با مفسدان اجتماعي شروع شد  اسامي چند نفر به شرح زير را اعلام شد: ( به دلايل حفاظتي و رابطه ايي(مترادف حفاظتي ) اسامي چند نفر هاي اول قابل اعلام نيست)


    ۱-                                                 


    ۲-                                                   


    ....


    .... 


    ....


    ۸۵۲۵۴- بهشسووبني گريي بعلمک زاده نطنز:


    نامبرد هبه جرم دست داشتن در اختلاس تيمي چند عدد آفتابه و دفتر مشق از اداره کل آب و فاضلاب علي آباد کتول.


    ۸۵۲۵۵- غلنيمتاذ افشار بيذرآبادي هو :


    اين مفسد في الارض به جرم برداشت ۱۰ عدد تن ماهي از اقلام مدرسه راهنمايي نصرت به همرا ده ها نفر از اهالي روستاي فريفتهن آباد، بخش حسن آباد ممسني.


    ۸۵۲۵۶- صمبتينه الله بوجاري نريمان جعلاق:


     اين دزد بيت المال به جرم اتهام احتمالا  ۲۰ پاکت دستمال کاغذي توي کاپشنش يا جورابش قايم کرده است و قايمکي بيرون اداره برده است از معاونت بخش اداره دام و طيور روستاي خاده.


    ۸۵۲۵۶- نرشادمينعلي معروف به حاج اقاداوودي :


    اين جنايتکار جنگي و مفسد اقتصاد جهان اسلامو پول شوي معروف  به جرم شراکت در اتهام به در دست داشتن شايد اختلاس بوده دقيقا نمي دانم (محمود يه ذره برو اون طرف دارم نامه رسمي مي زنم) ۵۰ شانه تخم مرغ از يتيم خانه بورقان.


    اين اسامي اصل بوده و هيچ گونه دخل و تصرف و يا تغييري در آن مشاهده نمي شود و انشالله خدا انها مخصوصا موارد اخر را به سزاي عملشان برساند.


    به لبخند مليح من توجه کنيد


    اين هم داداش شهرام عزيزم است  که دارد به من و تو مي خندد و در لحظات اخر فرار اين عکس يادگاري به من داد و گفت حاج اقا داودي اين عکس را در وبلاگت بگذار و به مردم از طرف من بگو : ((حال کرديد چطور سر کارتون گذاشتم!!))


    ياد و خاطره اين چنين بزرگ مردي که حاضر شد به خاطر من و شما و کسب درآمدد براي کارهاي عام المنفعه خودش به خطر بيندازند و از زندان فرار کنند گرامي باد


     


     


                                                                                                                               با برداشتي ازاد از مقاله گاهي به اسمان نگاه کن


    نظرات ديگران ( )

  • + فرشته مهربان و علي کوچولو (تقديم به کودکي سرخوش)
    نويسنده: حاج اقا داودي سه‏شنبه 5/10/1385 ساعت 11:30 صبح

    يکي بود يکي نبود غير از خدا هيچکس نبود


    يک روز که فرشته ها امده بودند روي زمين تا دوتا ديگه از دوستاي خدا را به مهماني که خدا در بهشت براي دوستان خوبش گرفته بود ببرند تو گلي. همين طور که بر بالاي سر خانه ها پرواز مي کردند به خانه علي کوچولو مهربان که  کودکي سرخوش.... اسم وبلاگش است رسيدند.


    يکي از فرشته گفت :


     ((من يک دعوت نامه مخصوص براي بابا و مامان علي کوچولو دارم مي خواهم بهشون بدهم و انها راببرم پيش خدا، اخه  خدا منتظرشون هست . خدا باباي و مامان علي کوچولو را خيلي دوست دارد.تو گلي))


    اما فرشته کوچولويي که هم سن  سال علي بود گفت:((مواظب باش نه !


    نبايد باباي مامان علي کوچولو را ببريم .))


    فرشته ها با تعجب گفتند:


    (( اخه چرا ؟بهت زده‏ام))


    فرشته کوچک گفت :


    (( اخه اگر باباي و مامان علي برود پيش خدا ، دل علي  براي بابا ومامانش تنگ ميشه گريه مي کنه اهه ‏اههمن طاقت گريه هاي علي را ندارم اخه من علي را خيلي دوستش دارم.))


    ملکه ي همه فرشته ها لبخندي زد و فرشته کوچولو را نوازش کرد و گفت :


    ((تو گليناراحت نباش ما که باباي  ومامان علي را جاي بدي نمي خواهيم ببريم مي خواهيم ببريمش  پيش خدا اخه بابا و مامان  علي هم خيلي دلشون  براي خدا تنگ شده . تازه اگه علي جون هم بفهمه که باباش و مامانش ان بالا بالا پيش خدا که هستند و از آن بالا پيش خدا علي را مي بينند ودوستش دارند و هميشه به علي کوچولو لبخند مي زنند براي دست تکان مي دهند.ديگه دل علي کوچولو براي بابا ومامانش تنگ نميشه.علي هم انقدر مرد شده که قرار است مرد خانه باشه، از اين به بعد جاي بابا و مامانش را پر کنه ، تازه علي مي دونه که باباو مامانش حتي اگر پيش خدا هم بروند هيچ وقت علي کوچولو را فراموش نمي کنند و هميشه ي هميشه دوستش دارنددوست دارم))


    فرشته کوچک از اسمان يک نگاه به خانه علي کوچولو کرد. علي تازه از مدرسه آمده بود نمره بيست گرفته و خيلي خوشحال بودهه‏هه.اعلي کلاس اول دبستان است و همه املاء ها را بيست گرفته


    فرشته کوچولو پيش خودش گفت :


    ((حالا ديگه مطمئن شدم علي کوچولو نيست او مرد شده است.خوب بود))


    بعد در حالي که بابا و مامان علي داشتند با با فرشته ها پدر آسمان پرواز مي کردند تا پيش خدا برود براي علي دست تکون مي داد و لبخند مي زد . و از ته دل مي گفتند:


    (( پسر گلمان علي جان هميشه دوستت داريم به خدا مي گويم مواظبت باشه ولي يادت باشه هيچ وقت خداي ناز و مهربان را فراموش نکني))


    علي داخل خانه آمد اما کسي نبود!


    بابا! مامان کجايد!؟من مي ترسم! من فقط هفت سالم است چرا من را تنها گذاشتي مامان


    تو گلي


     


     


    اما .... مرگ مشکوک يک روحاني با همسرش در دزفول 
    آخرين اخبار از وضعيت مرگ يک طلبه با همسرش که هر دو بلاگر بودند و وبلاگ فرزند 7 ساله آنها:
    اين طلبه بلاگر نويسنده وبلاگ جهنم مطلوب بوده است که به طرز مشکوکي از دنيا رفته...
    وبلاگ اين طلبه چند روز قبل از فوتشان حذف مي شود!


    لينک وبلاگ علي 7 ساله فرزند خردسال اين روحاني مرحوم. کودکي سرخوش....با بازديد از اين وبلاگ پيام تسليت بگذاريد.


    نظرات ديگران ( )

  • + استاد محمد محمدي اشتهاردي
    نويسنده: حاج اقا داودي چهارشنبه 29/9/1385 ساعت 9:26 صبح


    استاد محمد محمدي اشتهاردي


    نظرات ديگران ( )

  • + زندگي نامه محمدي اشتهاردي از زبان خودش
    نويسنده: حاج اقا داودي چهارشنبه 29/9/1385 ساعت 9:23 صبح

    بدنبال ارتحال حجت الاسلام والمسلمين محمد محمدي اشتهاردي (ره) نويسنده و تاريخ نگار حوزه علميه قم، زندگينامه خود نوشت آن عالم رباني در پي مي آيد.
     
    اينجانب محمد ملا محمدي (معروف به محمد محمدي اشتهاردي) در روز اول بهمن ماه 1323 شمسي در شهر اشتهارد (واقع در 60 کيلومتري غرب کرج) از يک خانواده متوسط و مذهبي ديده به اين جهان گشودم. در سن هفت ـ هشت سالگي براي ياد گرفتن تلاوت قرآن به مکتبخانه ـ که در آنجا وجود داشت ـ رفتم. سپس براي تحصيل وارد دبستان شدم و پس از دوره ابتدايي به مدرسه علميه اشتهارد که مقدمه ورود به حوزه علميه قم بود، رفتم. در اين مدرسه به تحصيل ادبيات فارسي و عربي پرداختم و از مقدمات عربي، دو کتاب «جامع المقدمات و سيوطي» را خواندم و سرانجام در سال 1338 شمسي براي ادامه تحصيل در حوزه علميه قم، وارد اين حوزه شدم. در حوزه علميه قم، سه مرحله دروس حوزوي (مقدمات، سطح و خارج) را در محضر اساتيد فن، خواندم و در امتحانات پايه هاي عالي حوزه، قبول شدم. در کنار تحصيل، از سال 1341 طبق برنامه هاي تبليغي حوزه، براي تبليغ احکام و آيين اسلام، به اطراف و اکناف، از روستاها و شهرها، در ماه محرم و صفر و رمضان و شبهاي جمعه مي رفتم و انجام وظيفه مي کردم و اين کار همچنان ادامه دارد.
     
    درس سطح حوزه را بيشتر در محضر آيت الله العظمي مکارم شيرازي و آيت الله حاج شيخ علي پناه اشتهاردي و آيت الله حاج شيخ علي مشکيني آموختم و چند سال درس خارج حوزه را، بيشتر در محضر آيات عظام: حاج سيد محمدرضا گلپايگاني، حاج شيخ هاشم آملي و ناصر مکارم شيرازي خواندم و درس تفسير قرآن را بيشتر در محضر آيت الله خزعلي و آيت الله مکارم شيرازي (مد ظلهما) آموختم.
     
    در سال 1347 شمسي در کنار تحصيل، ذوق و هنر نويسندگي و انجام مسؤوليت تبليغي به وسيله قلم و عوامل ديگر موجب شد که با جمعي از دوستان در جلسه هفتگي آموزش نويسندگي که در خانه حضرت آيت الله ناصر مکارم شيرازي، تشکيل مي شد، شرکت کردم. در اين جلسه پربار، آيين نويسندگي را آموختم و با مقاله نويسي و ارائه آن، چنين نتيجه گرفتم که مي توانم در اين راستا موفق شوم. در همان سال، نخستين کتاب به نام «سيماي بلال حبشي» را در قطع جيبي به رشته تحرير درآوردم که توسط انتشارات علامه قم به چاپ رسيد. به اين ترتيب آغاز کار نويسندگي اينجانب در سال 1347 شمسي در قم، شروع شد. از آن پس تاکنون در کنار تحصيل و تبليغ و برنامه هاي حوزوي، همچنان به کار نويسندگي اشتغال دارم و اکنون اين کار، در متن زندگي ام قرار دارد.
     
    يکي از کارهاي مثبت و مفيدي که توفيق شرکت در آن را به عنوان همکاري داشتم، تحرير «تفسير نمونه» در 27 جلد، تحت نظر آيت الله العظمي آقاي مکارم شيرازي و سپس «تفسير پيام قرآن» به همان نحو (که بخش عقايد آن در ده جلد چاپ و انتشار يافته) مي باشد که اين همکاري در تحرير «تفسير پيان قرآن» همچنان ادامه دارد.
     
    نوشته هاي اينجانب ـ اعم از تأليف و ترجمه ـ در موضوعات مختلف ديني، از تفسير، عقايد، پنديات، امور سياسي و اجتماعي، حديث و تاريخ و … به صورت مقالات در مجله ها، فصلنامه ها؛ سالنامه ها و روزنامه ها و به صورت کتاب در قطع هاي گوناگون مي باشد و کتابها از کوچک و بزرگ، به حدود صد و پنجاه جلد مي رسد که بعضي از آنها به زبان عربي، انگليسي، اردو و ترکي استامبولي، ترجمه و چاپ شده است و غالباً به چاپهاي متعدد رسيده است.
     
     
    در اينجا قسمت اعظم آنها را که مي توان ارائه داد تقريباً به ترتيب سال نگارش، بر مي شمرم:
    1. پندهاي جاويدان در دو جلد
    2. پندهايي از تاريخ
    3. سه مقاله علمي و مذهبي
    4. شرح حال اصحاب پيامبر (ص) و علي (ع) در حدود بيست شماره، تحت عنوان: سيماي بلال حبشي، سيماي ابوذر غفاري، سيماي مقداد، سيماي مالک اشتر، سيماي زيد بن حارثه و اسامه بن زيد، سيماي ميثم تمار، سيماي زيد بن امام سجاد، سيماي قنبر، سيماي جعفر و حمزه، سيماي حجر بن عدي، سيماي هشام بن حکم، سيماي عثمان بن حنيف، سيماي حر بن يزيد رياحي، سيماي حبيب بن مظاهر، سيماي ابودجانه انصاري، سيماي سديف، سيماي سليمان بن صرد مجاهد نود و سه ساله، سيماي اويس قرني و …
    5. مادر پاک
    6. گفت و گوي شيعه و سني (ترجمه)
    7. پاسخ به پرسشهاي مذهبي شما
    8. اسلام و مسأله نوشابه هاي الکلي، قمار و عيبجويي از همديگر
    9. پيکار اسلام با اسراف
    10. آيا قوانين اسلام، ارتجاعي است؟ (ترجمه)
    11. روزه از ديدگاههاي گوناگون (ترجمه)
    12. نقدي بر تز اتحاد تاکتيکي با مارکسيست ها
    13. پيروزي اسرائيل چرا؟ (ترجمه)
    14. نقش عبادات در سازندگي انسان (ترجمه)
    15. سيماي مذهبي کوفه (ترجمه)
    16. اين است نقش عبادات (ترجمه)
    17. راهي به سوي شناخت
    18. آيات قرآن در نهج البلاغه
    19. گفتار پيامبر (ص) در نهج البلاغه
    20. داستانهاي نهج البلاغه
    21. امر به معروف و نهي از منکر (ترجمه)
    22. گرايش چند شخصيت بزرگ به تشيع (ترجمه)
    23. پوشش زن در اسلام
    24. امام حسين (ع) خورشيد انقلاب
    25. زندگينامه حضرت معصومه (س)
    26. روشي نوين در شناخت اصول اعتقادي (ترجمه)
    27. دليل علمي استقرايي براي اثبات وجود خدا (ترجمه)
    28. ويژگيهاي اقتصاد اسلامي (در پنج شماره ـ ترجمه)
    29. بررسيهايي در زمينه مارکسيسم (در پنج شماره ـ ترجمه)
    30. گناه شناسي (تدوين درسهاي حجت الاسلام و المسلمين قرائتي)
    31. بيست و پنج اصل از اصول اخلاقي امامان (ع) (تدوين خطبه هاي آقاي محمدتقي عبدوس)
    32. نماز از ديدگاه قرآن و عترت
    33. ازدواج آسان و شيوه همسرداري
    34. داستانهاي مثنوي (در چهار شماره)
    35. داستانهاي اصول کافي (در دو جلد)
    36. صد و يک مناظره جالب و خواندني
    37. سوگنامه آل محمد (ص) (تا چاپ 17)
    38. رنجها و فريادهاي فاطمه (س) (ترجمه بيت الاحزان)
    39. نگاهي به زندگي امامان (ع) (ترجمه المستجاد من الارشاد علامه حلي)
    40. نگاهي بر زندگي چهارده معصوم (ع) (ترجمه انوار البهيه)
    41. سيماي پرفروغ محمد (ص) (ترجمه کحل البصر)
    42. حجاب بيانگر شخصيت زن
    43.داستانها و پندها (در ده شماره)
    44.داستانهاي صاحبدلان (در دو جلد)
    45. داستان دوستان (در پنج جلد)
    46. داستانهاي شنيدني از جنگهاي بدر، احد، فتح مکه و حُنين
    47.داستانهاي شنيدني از چهارده معصوم (ع)
    48. داستانهاي خواندني از پيامبران اولوالعزم
    49. حکايتهاي گلستان سعدي به قلم روز
    50. عالم برزخ در چند قدمي ما
    51. ابراهيم و لوط، راست قامتان جاودانه تاريخ
    52. در پرتو چهارده معصوم (ع) نگاهي بر زندگي پيامبر (ص)…. تا حضرت مهدي (عج) (در چهارده شماره) {سيره چهارده معصوم}
    53. حضرت مسلم بن عقيل (ع)، پيشتاز شهيدان کربلا
    54. چهل حديث (در نماز، زکات، صدقه، امر به معروف و نهي از منکر و مسأله رهبري و فرماندهي) {در پنج شماره}
    55. گفتار دلنشين چهارده معصوم (ع) (ترجمه)
    56. حضرت معصومه (س) فاطمه دوم
    57. زندگي جانسوز حضرت رقيه (س)
    58. نگاهي به زندگي حضرت زينب (س)
    59. زندگي حضرت يوسف (ع)
    60. آمادگي رزمي و مرزداري در اسلام (تدوين)
    61. داستان باستان (تدوين)
    62. زنان مردآفرين تاريخ
    63. حکايتهاي شنيدني (در پنج شماره)
    64. چهل حديث در جهاد و شهادت
    65. پيشواي حقيقي (ترجمه)
    66. تحقيقي پيرامون نماز جمعه (ترجمه)
    67. راهي به سوي قرآن (ترجمه)
    68. مناظره پيامبر با گروهک ها (ترجمه)
    69. مسائل اعتقادي از ديدگاه تشيع (ترجمه)
    70. ايرانيان مسلمان در صدر اسلام و سير تشيع در ايران
    71. امام زمان (عج) خورشيد ولايت
    72. فرازهاي برجسته از زندگي امامان (ع) {در دو جلد ـ تدوين}
    73. جابر بن عبد الله انصاري، پاسدار حکومت صالحان
    74. سلمان؛ پيشاهنگ رايطه اسلام و ايران
    75. بلال حبشي نخستين اذان گوي اسلام
    76. عمار ياسر؛ شهيد 94 ساله
    77. مالک اشتر؛ قهرمان قهرمانان
    78. ابو ايوب و ابو دجاجه انصاري
    79. اويس و عبدالله بن مسعود پيشگامان راه هدايت
    80. حمزه و جعفر؛ دو شهيد ممتاز
    81.حضرت ابوطالب؛ پدر بزرگوار علي (ع)
    82. کميل و حبيب بن مظاهر، شهيدان وارسته
    83. علي کيست؟ ترجمه «الوصي»
    84. دفاع از حريم تشيع (تحقيق بحثهاي حسنيه)
    85. شناخت مسائل اسلام (شامل 15 مقاله)
    86. ده گفتار در تداوم انقلاب
    87. ارمغان استعمار (در رد بابيت و بهائيت)
    88. شهيدان سلحشور اشتهارد
    89. بحثي پيرامون اذان و شهادت سوم در اذان و اقامه در دو جلد (تدوين)
    90. زينب (س) فروغ تابان کوثر
    91. پرچمدار نينوا (تحليلي از زندگي حضرت عباس (ع))
    92. معارف در مناسبت هاي اسلامي
    93. هديه معصوميه
    94. حضرت مهدي فروغ تابان ولايت
    95. سرگذشتهاي عبرت انگيز
    96. بابي گري و بهايي گري
    97. ولايت فقيه ستون خيمه انقلاب اسلامي
    98. اسراف بلاي خانمان سوز
    99. شناخت و اسلام شناسي
    100. رابطه ايران با اسلام و تشيع
    101. چرا شيعه شديم؟
    102. چرا؟ (پاسخ به صد پرسش)


    منبع خبرگزاري رسا


    نظرات ديگران ( )

  • + عيش مراد و اشک مريد
    نويسنده: حاج اقا داودي سه‏شنبه 30/8/1385 ساعت 11:43 صبح


     


    در مسلخ عشق بازي معشوق محبوب است و عاشق حبيب


    هرگاه در ژرفاي گسترده عشق بازي ، حبيبي به وصال محبوبش  مي رسد، آيا جز شادي و عيش و مستي چيزي براي آن حبيب مي توان تصور کرد؟


    مگر نه اينکه حضرت آيت الله العظمي تبريزي (ره) به وصال محبوبي که سالها در عشق او،حبيب گونه مي سوخته رسيده است؟


     مگر نه اينکه مستي وصال دوست که هر چه هست از اوست، نصيب اين آقاي بزرگوار شده است ؟


    پس چرا مي گريم؟


    مي گريم نه به اين منظر که او به وصال معشوقش رسيده !


    مي گريم چون مريدان بيچاره اي  همچون من و شما، مراد دلمان ، يکي از نزديکان محبوبمان ، همنشين دوست غائب از نظرمان را از دست داده ايم!


    خدايا!


    عزيز دل من!


    او رفت چون تو مي خواستي!


    در فراق يک يار همنشين تو و همنشين مهدي تو مي گريم، اما باز شکر تو را بجا مي آورم! چون تو مي خواستي!


    تو فراق  او از ما خواستي و او را به وصال خودت رساندي تا ما قدر ياران و دوستان نزديک تو را بدانيم.


    باشد که قدر حضور با برکت دوستان خدا را بدانيم، قبل از اينکه از بين ما بروند!


     


    نظرات ديگران ( )

  • + آماده براي تبادل لينک و لوگو
    نويسنده: حاج اقا داودي شنبه 27/8/1385 ساعت 8:52 صبح

    در راستاي معرفي وبلاگ هاي مذهبي وغير مذهبي  مفيد که هنوز موفق به تبليغ از خودشان نشده اند


    و هنوز نتوانسته اند جايگاه واقعي خود را در اينترنت باز کنند و براي ايجاد محبت و دستي بيشتر


     با رفقاي جديد آمادگي کامل  جهت تبادل لينک و لوگو دارم .


    شرايط:


    فقط ضد دين نباشد همين کافي است.


    نظرات ديگران ( )

  • + خبر فوري از جنگ لبنان ( کساني که مي خواهند در جنگ حزب الله شرکت
    نويسنده: حاج اقا داودي چهارشنبه 4/5/1385 ساعت 3:13 عصر

    سايت اطلاع‌رساني «مقاومت» و «لبنان‌نيوز» براي انعکاس اخبار جنايات نيروهاي اشغالگر و متجاوز صهيونيستي، حمايت‌هاي مردمي‌ و مجامع داخل کشور از مردم بي‌پناه و مظلوم فلسطين و بيان اقتدار نيروهاي حزب‌الله در برابر رژيم ددمنش اسراييل، آغاز به کارکرد.

    به گزارش فارس، کميته‌ اطلاع‌رساني انجمن دفاع از مقاومت اسلامي‌ لبنان و فلسطين براي انتشار سريع و به ‌موقع اخبار مربوط به رخدادهاي مقاومت اسلامي‌ در برابر اسرائيل غاصب، به راه‌اندازي سايت اطلاع‌رساني مقاومت و لبنان نيوز اقدام کرده است.
    اين سايت‌ها به نشاني www.moqavemat.com و www.lobnannews.com در دسترس کاربران اينترنتي قرار گرفته است.


    کساني که عاشق رزمندگان حزب الله هستند و دوست دارند در جنگ حزب الله عليه کفر شريک باشند اين دو سايت را هم ليننک کنند و تا آنجايي که امکان دارد معرفي نمايند .


    انشالله اگر خالصانه باشد خدا ثواب شرکت در اين جهاد را به ما مي دهد


    نظرات ديگران ( )

  • + اينجا ايران است آنجا لبنان است
    نويسنده: حاج اقا داودي شنبه 31/4/1385 ساعت 4:6 عصر

    نمي دانم چرا اينقدر دلم گرفته


    شايد از اينکه  شبها راحت مي خوابم در حالي برادران و خواهرانم در لبنان شبها قبل از خواب با يکديگر خداحافظي مي کنند .خجالت مي کشم


    درحالي که مادران نمي دانند فردا فرزندشان يتيم مي شود يا خودشان بي فرزند! خجالت مي کشم!


    يابن الحسن !


    دعا مي کنم خداوند رحمت و محبت به دل بي قرار شما براي اين کودکان مظلوم لبنان صبر عنايت فرمايد.


    ولي آقا جان !


    فراق جانسوز شما روز  به روز عطش وصال را بيشتر مي کند .


    بخدا قسم ما را تاب و تحمل فراق و تماشاچي و بودن در صحنه هتک حرمت به عاشقان شما نيست!


    انتظار ما براي  شنيدن صداي ياري خواستن شما به سر آمده اما چه کنيم به توصيه به صبر کرده ايد.


    يابن الحسن !


    حال که به اجبار در برابر اين همه ظلم ظالم جهاني صهيونيسم سکوت مي کنيم با تمام وجود سختي هاي صبر علي(ع) در برابر آن همه ظلم را درک مي نمائيم.


    براستي علي (ع)چگونه اين همه صبر نمود!؟


    مرا دردي است اندر دل اگر گويم زبان سوزد 


    وگر پنهان کنم ترسم  که مغز استخوان سوزد


    نظرات ديگران ( )

  • + به نام دوست که هرچه هست از اوست
    نويسنده: حاج اقا داودي دوشنبه 29/3/1385 ساعت 12:47 عصر

     


    سلامي به رنگ صداقت


    سلامي به حال بوي خاطراتي که گاهي در بقچه دلمان در کنار طاقچه ي ذهنمان جاي سازي من کنم


    من يک روحاني هستم وبلاگ اصلي من که مطالب آن متنوع است اسمش ناگفته هاي يک حاج آقا است به آدرس


    http://moslem110.persianblog.com/


    در اين مبلاگ من گاهي به خاطرات خودم با اجتماع مي پرداختم ولي بنا به درخواست زياد عزيزان قرارشد خاطرات وبلاگ ناگفته هاي يک حاج اقا بصورت منظم در وبلاگي جديد ارائه داده شود


    لذا از اين به بد اين وبلاگ من فقط مخصوص خاطره تلخ وشيرين و خنده دار يک روحاني در اجتماع خواهد پرداخت مطمئن باسيد در صندوقچه خاطرات حاج اقا چيزهاي جالبي پيدا مي شود .


    اميدوارم ضمن همکاري شما از راهنمايي شما هم استفاده نمايم.